ميرزا احمد ميرزا خداوردى
36
اخبارنامه ( تاريخ تالشان از سلطنت نادرشاه تا سلطنت محمدشاه قاجار ) ( فارسى )
بارى پدرم گفت : چند روزى در خانهء خود توقف ، خويش و اقوام را ملاقات كرديم و خودم هم ملاى پر زور معمم و كنشّ و منشّ ملايى در نزد من خار بود ، ليكن در آن وقت يك نفر بود كه اسمش آقا كريم بيگ بود ، نوكر مير مصطفى خان مىبود و صاحب حرمت بود و او وقت به وقت براى صحبت كردن به نزد « 1 » من مىآمد و مىرفت و بدون اطلاع ، او خلوتى رفته بود ، شيطانت ما را به خدمت خان كرده بود ، من هيچ خبرى نداشتيم . روزى همان آقا كريم بيگ آمد به نزد من و گفت : چقدر در بوطهسر مىنشينى ؟ ! بيا برويم به شهر لنكران ، چند روزى در آنجاها تفنّن نماييم « 2 » و من هم قبول حرف او كردم . با يكديگر رفتيم « 3 » به شهر لنكران و او رفت به حضور مير مصطفى خان ، من رفتم به مسجد . دو سه ساعتى مىبود . در مسجد و با ملاها در صحبت مىبوديم ، ديديم يك نفر فراش آمد و گفت : پاشو ! خان تو را مىخواهد . در حقيقت من بسيار در تشويش افتادم [ كه ] خان با ما چه كار دارد . و به هر صورت رفتيم به حضور خان ، ديدم در آنجا ازدحام « 4 » كلى است و مير مصطفى خان هم نشسته است . در اوايل « 5 » ، هر وقت نزد خان مىرفتيم ، خان همان ساعت مىفرمود : ملا بفرما بنشين ، اما اين دفعه هيچ اعتنايى به من نمىنمود و هيچ تكليفى نمىكرد . من سرپا ايستاده از اين رفتار او بسيار هولناك « 6 » شدم ؛ آيا من چه كردهام كه خان به من هيچ التفاف به من نمىكند ؟ بعد از ساعتى مير مصطفى خان از جاى خود برخاست ، نرم نرمك آمد به نزد من گفت كه شماها مىرويد و مىخوانيد صاحب علم مىشويد ، به مصرف من چه مىآيد ؟ من در جواب او عرض كردم : فدايت شوم ! مصرف من براى تو دعا و ثنا گفتن است . فرمود : اين حرفها را به كنار بگذاريد ! شما براى من بايد ميرزايى بكنيد . من گفتم : حاشا [ و ] كلّا كه من هيچ وقت اين كار را قبول نمىكنم و خشمناك گشت به من ، قمهء خود را كشيد [ و ] گفت : با ضرب اين قمه كار را قبول خواهيد كرد . حكم كرد به فراش خود [ كه ] اين را ببريد در ديوانخانه نگهدارى نماييد « 7 » . خلاصه يك نفر فراش كه اسمش كلبى بيگ گرمه توكى « 8 » بود ، او ما را برد در ميان يك اطاق
--> ( 1 ) . كلمه « به نزد » دوبار تكرار شده . ( 2 ) . در نسخه « نمايم » . ( 3 ) . در نسخه « رفتم » . ( 4 ) . در نسخه « اذهام » . ( 5 ) . در نسخه « اوايلها » . ( 6 ) . در نسخه « حولناك » . ( 7 ) . در نسخه « نمايد » . ( 8 ) . گرمهتوك از توابع لنكران است .